محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1251
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« پارسايى كنيد و مطيع خدا و پيمبر وى باشيد و نماز كنيد و زكات دهيد و « خمس خدا و سهم پيمبر وى را در غنيمت ادا كنيد ، و زكات مقرر بر مؤمنان « را بدهيد . از حاصلى كه با چشمه يا باران آبيارى شود ده يك و از آنچه با « چاه آبيارى شود نيم ده يك ، از چهل شتر يك بچه شتر شيرى ماده و از سى « شتر يك بچه شتر شيرى نر و از هر پنج شتر يك بز و از هر ده شتر دو بز « و از چهل گاو يك گاو و از سى گاو گوساله اى نر يا ماده و از چهل گوسفند « يك بز . « اين زكاتيست كه خدا بر مؤمنان مقرر داشته . « و هر كه بيشتر دهد براى او بهتر است و هر كه همين را ادا كند و « اسلام ظاهر كند و مؤمنان را يارى كند جزو مؤمنان است و از حقوق آنها « بهره ور است و تكاليفشان را به عهده دارد و در حمايت خدا و پيمبر اوست و « هر كس از يهود و نصارى مسلمان شود از حقوق مسلمانان بهره ور است « و تكاليفشان را به عهده دارد و هر كه بر دين يهود و نصارى بماند وى را از « دينش نگردانند و بايد جزيه دهد كه براى زن و مرد بالغ يك دينار كامل يا « معادل آنست و هر كه بدهد در پناه خدا و پيمبر است و هر كه ندهد دشمن « خدا و پيمبر است . » « اما بعد ، پيمبر خدا ، محمد ، به زرعه ذو يزن پيام مىدهد كه وقتى « فرستادگان من ، معاذ بن جبل و عبد الله بن زيد و مالك بن عباده و عقبة بن نمر و « مالك بن مره و يارانشان ، پيش شما آمدند با آنها نيكى كنيد و صدقه و جزيه « ولايت خويش را فراهم كنيد و به فرستادگان من تسليم كنيد . سالار « فرستادگان من معاذ بن جبل است و بايد راضى باز گردند . » « اما بعد ، محمد شهادت مىدهد كه خدايى جز « خداى يگانه نيست « و او بنده و فرستادهء خداست ، مالك بن مره رهاوى به من گفت كه تو پيش از